الشيخ الأنصاري ( مترجم وشارح : جمشيد سميعى )

122

رسائل شيخ انصارى ( فارسى )

تشريح المسائل * حاصل متن مزبور چيست ؟ اين است كه اشكال مزبور مبنى بر اينكه آيهء نبأ ( به تقريرى كه گذشت ) شامل اخبار با واسطه نمىشود ، قابل پاسخ و اشكال است يعنى نمىتوان گفت كلمهء ( نبأ ) ظاهر در خبر بدون واسطه و منصرف به آن است كه شرح و تفصيل اين جواب گذشت . لكن اين اشكال با دو تقرير ديگر قابل طرح و ارائه است كه بهتر از تقرير قبلى است . * اشكال مزبور و يا پاسخ شيخ از چه ناحيه‌اى مورد اشكال واقع شده است ؟ از دو ناحيه : 1 - از ناحيهء موضوع ، 2 - از ناحيهء حكم . * مقدمة بفرمائيد كداميك از حكم و موضوع بر ديگرى مترتب است ؟ قطعا هر موضوعى از جهت رتبه بر حكمش تقدم داشته و تا موضوعى نباشد حكمى در كار نيست ، چرا كه موضوع نسبت به حكم ، مثل علت است نسبت به معلول و يا مثل جوهر است نسبت به عرض و يا مثل موصوف است نسبت به صفت و يا مثل عارض است نسبت به معروض و يا مثل حال نسبت به محل است و . . . حال : همان گونه كه وجود معلول در خارج بدون وجود علت و يا وجود عارض بدون وجود معروض غيرممكن و از محالات است ، همين‌طور وجود حكم هم بدون موضوع از محالات و غيرممكن است چرا كه ثبوت شىء لشيء فرع لثبوت المثبت له . بنابراين حكم شرعى هم در اصل وجود و تحقق هميشه متوقف است بر موضوع ؛ اعم از اينكه موضوع بالفعل در قضاياى خارجيّه موجود باشد و يا به صورت مفروض الحصول در قضاياى حقيقيه . * چرا حكم نمىتواند براى خود موضوع آفرين باشد تا كه موضوع متوقف بر حكم باشد ؟ زيرا دور حاصل مىآيد بدين معنا كه : الحكم متوقف على الموضوع و الموضوع على الحكم و دور هم باطل است . به عبارت ديگر : اگر تحقق موضوع ناشى از قبل حكم باشد ، ديگر نمىتواند مشمول آن حكم قرار بگيرد . * با توجه به مقدمهء فوق اشكال موضوعى بر پاسخ شيخ و يا اشكال مورد نقد شيخ چيست ؟ اين است كه : وقتى شيخ ( طوسى ) در مقام اخبار فرمود : كه مفيد خبر داده است كه چنين و چنان ، در اينجا دو خبر وجود دارد . 1 - يكى خبر شيخ 2 - يكى هم خبر مفيد و اين دو خبر هر دو موضوع هستند براى ( حكم ) به